الشيخ أبو الفتوح الرازي
340
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
سر حاجت مىخواهد ، و لكن چنان است كه عرب گويد : لك عندي قرض صدق و قرض سوء ( 1 ) ، در كارى كه در او مساءت و مسرّت باشد ، معنى آن كه : كيست ( 2 ) كه كارى كند كه چون قرضى شود ، واجب بر خداى تعالى قضا و جزاى آن . زجّاج گفت : « قرض » در لغت بلاى نيكو و بلاى بد باشد ، قال اميّة بن ابى الصّلت : لا تخلطنّ خبيثات بطيّبة و اخلع ثيابك منها و انج عريانا كلّ امرئ سوف يجزى قرضه حسنا أو ( 3 ) سيّئا و مدين مثل ما دانا و قال آخر : نجازى القروض بأمثالها فبالخير خير و بالشرّ شرّ كسائى گفت : « قرض » هر عمل نيك يا بد بود كه به سلف بدهى ، يعنى بكنى تا با تو همچنان كنند . ابن كيسان گفت : « قرض » آن بود كه چيزى بدهى تا ( 4 ) مثل آن با تو دهند . خداى تعالى ، اعمال ما را تشبيه كرد به قرض . چون جزاى آن ( 5 ) مثل آن در عقب او خواست بودن ، پس « قرض » نام آن چيز است كه بنده بدهد اميد آن را تا عوض آن يا به ( 6 ) از آن با او دهند . تشبيها بالقرض الَّذي هو الدّين ، قال لبيد : و اذا جوزيت قرضا فاجزه انّما يجزى الفتى ليس الجمل ( 7 ) و اصل « قرض » ، قطع بود ، و منه المقراض . ناخن به راه را مقراض براى اين گويند كه آلت ( 8 ) قطع باشد . و قرض كه وام بود براى آن گويند كه قطعه اى ( 9 ) باشد كه او از مال خود ببرّد و بدهد . و ( 10 ) اهل معانى گفتند : در آيت حذفى هست ، معنى آن است ( 11 ) :
--> ( 1 ) . اساس : صدق ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها آن كس . ( 3 ) . اساس : و ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 4 ) . آج ، لب ، فق : كه . ( 5 ) . مب ، مر : جزاى او در . ( 6 ) . دب : يابد ، مب : پايه . ( 7 ) . لب ، فق ، مب ، مر : حمل ، تفسير تبيان ( 2 / 285 ) : . . . غير الحمل . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها قرض . ( 9 ) . اساس : قطعه / قطعه اى ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : قطعه . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها بعضى . ( 11 ) . همهء نسخه بدلها بجز دب ، مب كه .